روایت پدر دو شهید دانشآموز میناب از لحظه حادثه و شناسایی فرزندانش
خبرگزاری مهر، گروه استانها – مهدی بخشی سورکی: در میانه ساعات آغازین روز سومین جنگ تحمیلی به کشور عزیزمان از سوی آمریکای جنایتکار و رژیم صهیونیستی ، رخدادی در جنوب ایران رقم خورد که بهسرعت از چارچوب یک عملیات نظامی خارج شد و به یکی از سنگینترین پروندههای تلفات غیرنظامی در جریان این درگیری بدل شد.
آنچه در روز نهم اسفند ۱۴۰۴ در شهر میناب رخ داد، در فاصله زمانی کوتاهی پیش از ظهر، دستکم پنج موشک به محدوده دبستان «شجره طیبه» شامل بخشهای دخترانه و پسرانه اصابت کرد.
زمانبندی حمله، در حوالی ساعت ۱۱:۳۰، نقطهای حساس در روزانه مدرسه محسوب میشد، زمانی که کلاسها در جریان بود و تراکم حضور دانشآموزان در فضاهای آموزشی به بیشترین میزان خود میرسید.
شدت انفجارها بهگونهای گزارش شده که بخشهای اصلی ساختمان در همان لحظات اولیه فرو ریخته و دهها کلاس درس عملاً به تودهای از آوار تبدیل شده است.
تنها چند ساعت بعد، در حالی که عملیات اولیه امداد و جستوجو در جریان بود، یک حمله دیگر در ساعت ۱۵:۴۰ مرکز درمانی مجاور را هدف قرار داد، مرکزی که عملاً به نقطه انتقال و رسیدگی به مجروحان حادثه تبدیل شده بود و این رخداد دوم، علاوه بر افزایش دامنه خسارات، فرآیند امدادرسانی را نیز با اختلال جدی مواجه کرد و بر پیچیدگی مدیریت بحران افزود.
حادثه دبستان شجره طیبه میناب، با این سطح از تلفات شامل بیش از یکصد دانشآموز، دهها معلم و دهها مجروح در مدت زمانی کوتاه به یکی از کانونیترین نقاط تمرکز در بررسی پیامدهای انسانی جنگ تبدیل شده است.
روایتی که از دل این واقعه شکل میگیرد، نهتنها بازتاب یک رخداد میدانی، بلکه بازخوانی یکی از پیچیدهترین و پرهزینهترین لحظات در نخستین ساعات این درگیری است، رخدادی که ابعاد آن همچنان در حال آشکار شدن است و بررسی دقیق آن، پیشنیاز فهم گستردهتر از ماهیت و پیامدهای این جنگ به شمار میرود.

مردم ایران در عمل نشان دادهاند که فرزندان مدرسه میناب متعلق به همه جامعه هستند
مختار ذاکری پدر اسرا و سلما ذاکری، دو دانشآموز شهید مدرسهای در میناب که به مناسبت ایام دهه کرامت به همراه جمعی از خانواده های معظم شهدای این حادپه به قم سفر کردند در گفتگو با خبرنگار مهر، در بیان جزئیات حادثه حمله آمریکا به مدرسه میناب گفت: در روزی که خبر آغاز درگیریها را شنیده بودیم، هیچگاه تصور نمیکردیم که این اتفاق به شهر ما هم برسد و مدرسه محل تحصیل فرزندانمان هدف حادثه قرار بگیرد.
وی افزود: تنها حدود یک دقیقه پس از تماس معلم مدرسه با خانوادهها برای مراجعه و تحویل گرفتن دانشآموزان، انفجار رخ داد و شرایطی رقم خورد که عملاً امکان هرگونه اقدام برای نجات را از بین برد.
این پدر داغدیده با اشاره به حضور خود در محل حادثه اظهار کرد: زمانی که به اطراف مدرسه رسیدیم، ازدحام جمعیت، دود شدید و وضعیت آشفته منطقه کاملاً قابل مشاهده بود و بسیاری از دانشآموزان در وضعیت نامناسبی از نظر جسمی و روحی قرار داشتند و خانوادهها در شوک کامل به سر میبردند.
ذاکری ادامه داد: در همان دقایق ابتدایی، صحنههایی دیده شد که نشان میداد شدت حادثه بسیار بالا بوده است؛ از جمله کودکان آسیبدیده و والدینی که در میان آوار به دنبال فرزندان خود بودند و در آن لحظات امید به یافتن افراد زنده به سرعت کاهش یافت.
وی با توصیف وضعیت ساختمان مدرسه گفت: مدرسه در اثر شدت انفجار بهگونهای تخریب شده بود که عملاً قابل شناسایی نبود و ساختمان دو طبقه مانند یک حجم فشرده و درهمفرورفته به نظر میرسید.
پدر دو شهید دانشآموز مینابی افزود: پس از انتقال پیکرها به بیمارستان، روند شناسایی آغاز شد و تصاویر جانباختگان در اختیار خانوادهها قرار گرفت
وی گفت تصویر دختر بزرگترم، اسرا، را در همان محل شناسایی کردم اما برای شناسایی فرزند کوچکتر سلما، به سردخانه مراجعه کردم.
وی با اشاره به شرایط پیکرها اظهار کرد: هر دو فرزندش از نظر ظاهری آسیب شدید ندیده بودند و به گفته او، علت اصلی جانباختن آنها قرار گرفتن زیر آوار ناشی از تخریب ساختمان بوده است.
وی افزود: پیکر هر دو کودک در کنار یکدیگر پیدا شده و این موضوع برای خانواده بسیار دردناک بوده است.
ذاکری لحظه ورود به سردخانه و مواجهه با پیکر فرزندانش را غیرقابل توصیف دانست و گفت تنها خواستهام در آن لحظه این بوده که پیکر دخترم را سالم ببینم.
وی با بیان اینکه شرایط سایر پیکرها بسیار سخت و دردناک بوده است، افزود: در میان جانباختگان، کودکانی با وضعیتهای متفاوت از جمله سوختگی، قطع عضو و آسیبهای شدید وجود داشتند که مشاهده آن برای خانوادهها بسیار دشوار بوده است.
این پدر داغدیده در ادامه گفت: شدت حادثه به حدی بوده که بسیاری از خانوادهها در همان ساعات ابتدایی متوجه فقدان
فرزندان خود شدند و فضای سردخانه و بیمارستان حال و هوایی سنگین و غیرقابل تحمل داشته است.
وی با اشاره به وابستگی عاطفی میان خود و فرزندانش گفت: صبح همان روز، خود او لباس فرزندانش را آماده کرده بود و در فاصله چند ساعت بعد، با واقعیت تلخ از دست دادن هر دو دخترش مواجه شده است.
ذاکری در بخش دیگری از سخنانش با تأکید بر مفهوم مقاومت اظهار کرد: منظور از مقاومت، ایستادگی در برابر ظلم و حفظ موضع حق است، نه جنگطلبی.
ذاکری با بیان اینکه خانوادههای شهدا خود را خادم مردم میدانند، اظهار کرد: مردم ایران در عمل نشان دادهاند که فرزندان مدرسه میناب متعلق به همه جامعه هستند و مفهوم «مجاهد فی سبیلالله» را در میدان عمل معنا کردهاند.
وی با اشاره به برخی ویژگیهای قرآنی مجاهدان، گفت: یکی از صفات مهم، بازگشت انسان به سوی خدا و اتکای او به پروردگار در برابر سختیهاست، ویژگیای که به گفته او در میان ملت ایران بهوضوح مشاهده میشود.
ذاکری همچنین با اشاره به صبر و استقامت مردم در شرایط مختلف افزود: حضور گسترده مردم در خیابان ها و حمایتهای آنان از ارزشهای اسلامی و انقلاب، نشانهای از صبر جمعی و پایبندی آنان به اصول اعتقادی است.
او در ادامه، ایثار مالی و مشارکت در امور مربوط به جبههها و حمایت از نیازمندان را از دیگر جلوههای این روحیه دانست و تأکید کرد: پرهیز از نافرمانی الهی و تبعیت از دستورات دینی و رهبری از مؤلفههای مهم رفتار دینی جامعه ایران است.
پدر دو شهید دانشآموز مینابی با بیان اینکه ایمان مردم ایران در عمل و حضور اجتماعی آنان نمایان شده است، تصریح کرد: حضور در صحنههای مختلف اجتماعی و اعلام مواضع اعتقادی، نشاندهنده ایمان راسخ مردم این سرزمین است.
وی همچنین با اشاره به پایداری مردم در برابر تهدیدها گفت: ملت ایران در مواجهه با فشارها نهتنها عقبنشینی نکرده، بلکه با انسجام بیشتری در مسیر خود حرکت کرده است.
ذاکری در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به مدرسه شجره طیبه میناب، این مجموعه را دارای سابقه آموزشی چندینساله دانست و نسبت به برخی ادعاها درباره ماهیت این مدرسه واکنش نشان داد و تأکید کرد که فعالیتهای آموزشی آن در طول سالهای گذشته تداوم داشته است.
