دستهایی که تاریخ میبافند؛ اینجا هنر نان درمیآورد
خبرگزاری مهر- گروه استانها: باد از دامنههای زاگرس پایین میآید و بوی پشم، رنگ، چوب و خاک بارانخورده را در کوچههای لرستان پخش میکند.
اینجا هنر از دل طبیعت بیرون آمده؛ از کوچ، از کوه، از رنج، از زندگی.
در لرستان، صنایعدستی فقط یک کالای تزئینی نیست، بخشی از حافظه جمعی مردمانی است که قرنها با طبیعت زیستهاند و فرهنگ خود را نه روی کاغذ، بلکه روی دار، روی فلز، روی نخ و روی چرم ثبت کردهاند.
اینجا زنان همچنان گلیم میبافند
در خانههای عشایری، هنوز زنانی هستند که گلیم میبافند بیآنکه نقشهای پیش رویشان باشد. نقشها از حافظه میآید؛ از کوه، از بزهای کوهی، از رودخانه، از خاطرات کوچ.

در بازارهای قدیمی بروجرد هنوز صدای چکشهایی شنیده میشود که ورقهای ورشو را شکل میدهند؛ فلزی که سالهاست نام بروجرد را تا دوردستها برده است.
در روستاهای لرستان، «ماشته» فقط یک دستبافته نیست؛ بخشی از جهیزیه، بخشی از خاطره و بخشی از هویت زنان لر است.
هنر کهن، در میانه اصالت و بازار
اما این هنر کهن، حالا در میانه دو جهان ایستاده؛ از یک سو اصالت و تاریخ، و از سوی دیگر بازار، اقتصاد و دنیای مدرن.
صنایعدستی لرستان امروز دیگر فقط یک میراث فرهنگی نیست، بلکه به مسئلهای اقتصادی و اجتماعی تبدیل شده است.
هزاران خانواده در استان معیشت خود را از همین هنرها تأمین میکنند و بسیاری از روستاها و مناطق عشایری، صنایعدستی را به عنوان تنها راه درآمد پایدار میشناسند.
با این حال، هنرمندان این حوزه سالها با مشکلاتی مانند نبود بازار مناسب، حضور واسطهها، ضعف برندسازی، مهاجرت نسل جوان و کمرنگ شدن برخی هنرهای سنتی دست و پنجه نرم کردهاند.

بسیاری از آثار فاخر لرستان، یا در انبارها ماندهاند یا با کمترین سود به دست دلالان فروخته شدهاند؛ هنری که ارزش فرهنگیاش بسیار بیشتر از بهای اقتصادی آن است.
صنایعدستی پیشران اشتغال، گردشگری و اقتصاد هویتبنیان
در سالهای اخیر اما نگاه تازهای به صنایعدستی شکل گرفته است؛ نگاهی که آن را فقط «صنعت سنتی» نمیبیند، بلکه از آن به عنوان پیشران اشتغال، گردشگری و اقتصاد هویتبنیان یاد میکند.
مسئولان میراث فرهنگی میگویند امروز بیش از هفت هزار هنرمند صنایعدستی در لرستان فعالاند؛ هنرمندانی که بخشی از هویت فرهنگی ایران را زنده نگه داشتهاند.
برگزاری رویدادهایی مانند «هزار میدان، هزار بازار»، افزایش نشانهای ملی و جهانی، حمایت از کارگاههای بومی و تلاش برای ورود صنایعدستی به بازارهای نوین، نشانههایی از همین تغییر رویکرد است. حالا دیگر صحبت فقط از حفظ یک هنر قدیمی نیست؛ صحبت از تبدیل «هنر محض» به «هنر ثروتآفرین» است.

اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست؛ آیا صنایعدستی لرستان میتواند میان اصالت و اقتصاد، تعادل برقرار کند؟ آیا این هنرها میتوانند بدون قربانی شدن در بازار مدرن، همچنان روح بومی خود را حفظ کنند؟ و مهمتر از همه، آیا نسل جدید حاضر است میراثی را ادامه دهد که حاصل قرنها زیستن در دامنههای زاگرس است؟
قالیهایی که روایت میبافند
فرش و قالی در لرستان فقط یک زیرانداز نیست؛ زبان تصویری زنان لر است. قالیهای سنتی این استان اغلب بدون نقشه و به صورت ذهنی بافته میشوند؛ نقوشی که از طبیعت، باورها، حیوانات، کوهستان و زندگی عشایری الهام گرفتهاند.
کارشناسان قدمت قالیبافی در لرستان را بیش از ۱۵۰ سال تخمین میزنند، هرچند شواهد تاریخی نشان میدهد این هنر بسیار قدیمیتر از این روایتهاست. حتی برخی ابزارهای کشفشده از مفرغهای لرستان، شباهت زیادی به ابزار قالیبافی دارند.

فرشهای لرستان برخلاف بسیاری از قالیهای صنعتی امروز، هنوز روح دست انسان را در خود حفظ کردهاند؛ بینقص نیستند، اما زندهاند.
«له»، زیرانداز کوچ
گلیم یا «له» یکی دیگر از دستبافتههای اصیل عشایر لرستان است؛ هنری که در سکوت ییلاق و در میان فراغت زنان عشایر شکل میگیرد. زنانی که پس از ریسیدن نخها، آنها را با رنگهای طبیعی رنگ میکنند و با دارهای افقی ساده، گلیمهایی میبافند که بخشی از زندگی کوچنشینی است.
هر گلیم، روایتی از همکاری و همیاری زنان عشایر است؛ هنری که هنوز بوی زندگی سنتی میدهد.
سیاهچادر؛ خانهای از موی بز
در زندگی عشایر لرستان، سیاهچادر فقط یک سرپناه نیست؛ نماد کوچ و هویت است. «داوار» یا «بهون» با موی بز بافته میشود و ساخت آن حاصل همکاری چند زن عشایر است.

این چادرها در برابر گرما و باران مقاوماند و هنوز بخشی از سبک زندگی عشایری را زنده نگه داشتهاند؛ سبکی از زندگی که آرامآرام زیر فشار مدرنیته کوچکتر میشود.
ماشته؛ رنگهای مانده از تاریخ
«ماشته» یکی از رنگینترین دستبافتههای لرستان است؛ پارچهای چهارخانه که روزگاری در همه خانههای لرستان پیدا میشد. این دستبافته علاوه بر کاربرد روزمره، بخشی از جهیزیه دختران لر نیز بود.
برخی پژوهشگران قدمت ماشته را به دوره صفویه و حتی پیشتر نسبت میدهند؛ هنری که هنوز با وجود تغییر سبک زندگی، نفس میکشد.
ورشو؛ صدای چکش در بازار بروجرد
اگر صنایعدستی لرستان را به یک ارکستر تشبیه کنیم، ورشوسازی صدای فلزی و ماندگار آن است. بروجرد سالها پایتخت ورشوسازی ایران بود؛ هنری که با چکش، بازو و صبر شکل میگرفت.

سماور، قندان، سینی و گلابپاشهای ورشو، فقط اشیای مصرفی نبودند؛ بخشی از زیبایی خانههای ایرانی بودند.
امروز اما تعداد استادکاران این هنر بسیار کمتر از گذشته شده و بسیاری از کارگاهها خاموشاند.
گیوه؛ کفشی برای کوهستان
گیوهدوزی در لرستان، حاصل پیوند مهارت زنان و مردان است. زنان رویه گیوه را میبافند و مردان زیره و پرداخت نهایی را انجام میدهند.
این کفش سنتی سبک و مقاوم، سالها همراه مردم کوهستان بوده؛ هرچند امروز جای خود را به کفشهای صنعتی داده، اما هنوز در برخی مناطق زنده است.
صنایعدستی؛ از میراث تا اشتغال
مسئولان میراث فرهنگی لرستان معتقدند صنایعدستی حالا فقط یک هنر سنتی نیست؛ ظرفیتی اقتصادی برای اشتغال و توسعه است.
عطا حسنپور در گفتوگو با مهر معتقد است صنایعدستی لرستان هنوز نفس میکشد؛ نه در ویترینها، بلکه در دستان هنرمندانی که بیصدا، میراث زاگرس را زنده نگه داشتهاند.

او با اشاره به برگزاری هشتمین دوره داوری نشان ملی مرغوبیت صنایعدستی در خرمآباد میگوید سال گذشته ۵۳ اثر از هنرمندان لرستانی به مرحله ارزیابی رسیده؛ آثاری که از پوشاک محلی و دستبافتههای سنتی تا قلمزنی روی ورشو و زیورآلات بومی را در بر میگیرد و نشان میدهد جریان تولید در کارگاههای کوچک استان هنوز خاموش نشده است.
به گفته مدیرکل میراثفرهنگی لرستان، هنرمندان این استان در هفت دوره گذشته موفق به دریافت ۶۰ نشان ملی مرغوبیت شدهاند؛ آماری که به باور او تنها یک عدد نیست، بلکه نشانه استمرار هنری است که نسل به نسل در خانهها، سیاهچادرها و کارگاههای قدیمی منتقل شده است.
۷۰۰۰ هنرمند صنایعدستی، ظرفیت اقتصاد فرهنگی لرستان
حسنپور از موفقیتهای جهانی هنرمندان لرستان نیز سخن میگوید؛ از هشت اثری که توانستهاند نشان جهانی یونسکو را دریافت کنند و نام لرستان را فراتر از مرزهای کشور به نمایش بگذارند.
او تأکید میکند که وجود بیش از هفت هزار هنرمند صنایعدستی در استان، ظرفیتی کمنظیر برای اقتصاد فرهنگی لرستان است؛ ظرفیتی که اگر حمایت شود، میتواند هم حافظ هویت بومی باشد و هم بخشی از بار اشتغال استان را بر دوش بکشد.
هدفگذاری ایجاد ۲۱ هزار شغل در لرستان
سجاد عالیخانی اما از زاویه دیگری به ماجرا نگاه میکند؛ از جایی که هنر، دیگر فقط روایت فرهنگ نیست و به مسئله معیشت گره خورده است.

او در گفتوگو با مهر با اشاره به هدفگذاری ایجاد ۲۱ هزار شغل در لرستان برای سال ۱۴۰۵ میگوید صنایعدستی میتواند سهم مهمی در این مسیر داشته باشد؛ چرا که بسیاری از ظرفیتهای بومی استان هنوز فعال نشدهاند و کارگاههای کوچک محلی، قابلیت تبدیل شدن به کانونهای اشتغال پایدار را دارند.
معاون صنایعدستی ادارهکل میراثفرهنگی لرستان میگوید تعهد اشتغال این حوزه در سال گذشته ۴۹۸ نفر بوده که بهطور کامل محقق شده است؛ موضوعی که نشان میدهد صنایعدستی، برخلاف بسیاری از مشاغل پرهزینه، هنوز میتواند با کمترین امکانات فرصت شغلی ایجاد کند.
او معتقد است توسعه صنایعدستی فقط به پرداخت وام و تسهیلات محدود نمیشود، بلکه باید زنجیرهای کامل از آموزش، تولید، بازارسازی و فروش شکل بگیرد؛ زنجیرهای که بتواند هنرمند را از تولید صرف، به درآمد پایدار برساند.
صنایعدستی لرستان ریشه در زیست مردم زاگرس دارد
عالیخانی در بخش دیگری از سخنانش، از پویش «هزار میدان، هزار بازار» بهعنوان تلاشی برای بازگرداندن صنایعدستی به متن اقتصاد یاد میکند.

او میگوید برگزاری این رویداد در عمارت تاریخی بیرجندی بروجرد، تنها یک انتخاب نمادین نبوده، بلکه تلاشی برای پیوند دوباره هنر، تاریخ و اقتصاد محلی است.
به گفته او، صنایعدستی لرستان ریشه در زیست مردم زاگرس دارد و اگر بازار مناسبی برای آن ایجاد شود، میتواند به یکی از کمهزینهترین مسیرهای اشتغالزایی در استان تبدیل شود.
عالیخانی میگوید تاکنون بیش از ۶۵۰ طرح تولیدی و کارآفرینی در این حوزه شناسایی و حمایت شده و حدود ۱۵۰ میلیارد تومان اعتبار نیز به این بخش اختصاص یافته است؛ اعتباری که به گفته او، زمینه اشتغال مستقیم بیش از ۷۰۰ نفر را فراهم کرده است.
او این آمار را فقط یک گزارش اداری نمیداند؛ بلکه از ۷۰۰ خانوادهای حرف میزند که امروز معاششان به دار قالی، چرخ ورشو، سوزن گیوهدوزی و نقش ماشته گره خورده است.
معاون صنایعدستی لرستان معتقد است اگرچه هنر این دیار ریشهدار و اصیل است، اما بدون بازار، ماندگار نخواهد بود.
به همین دلیل، به گفته او، برنامهریزیها به سمت برندسازی، فروش مجازی، حذف واسطهها و معرفی آثار هنرمندان در بازارهای جدید حرکت کرده است تا «هنر بومی» بتواند به «اقتصاد بومی» تبدیل شود.
عالیخانی میگوید لرستان امروز دیگر فقط تولیدکننده صنایعدستی نیست؛ استانی است که تلاش میکند هنر خود را دوباره به جریان زندگی مردم بازگرداند؛ هنری که اگر دیده شود، میتواند هم حافظ هویت باشد و هم نانآور خانهها.
بازارچههایی که فرهنگ میفروشند
در بروجرد، بازارچههای عشایری فقط محل خرید و فروش نیستند؛ ویترینی از سبک زندگی عشایرند. گردشگران در این فضاها نه فقط محصول، بلکه تجربهای فرهنگی خریداری میکنند.

کارشناسان معتقدند اتصال مستقیم تولیدکننده و مصرفکننده، حذف واسطهها و توسعه گردشگری فرهنگی، میتواند آینده صنایعدستی لرستان را متحول کند.
اما این مسیر بدون زیرساخت ممکن نیست؛ ضعف در اقامتگاهها، بازاریابی و دسترسی، هنوز از چالشهای جدی این حوزه است.
میان فراموشی و جهانیشدن
صنایعدستی لرستان امروز در موقعیتی متناقض قرار گرفته است؛ از یک سو برخی هنرها در آستانه فراموشیاند و از سوی دیگر، آثار هنرمندان لرستانی موفق به دریافت نشانهای جهانی میشوند.
این تناقض، مهمترین تصویر امروز صنایعدستی لرستان است؛ هنری که هم زخمی فراموشی است و هم امیدوار به جهانیشدن.
زاگرس هنوز میبافد
شاید صنایعدستی لرستان را بتوان شبیه رودخانهای دانست که از دل زاگرس عبور میکند؛ گاهی آرام، گاهی خروشان، اما همیشه زنده.

تا وقتی زنی در سیاهچادر نخ میریسد، تا وقتی چکشی روی ورشو فرود میآید، تا وقتی نقشهای ذهنی روی دار قالی جان میگیرند، این هنر ادامه دارد.
صنایعدستی لرستان فقط یادگار گذشته نیست؛ آیندهای است که اگر درست دیده شود، میتواند هم هویت یک سرزمین را حفظ کند و هم چراغ معیشت هزاران خانواده را روشن نگه دارد.
