» سوغات و صنایع دستی » میراث‌فرهنگی، شناسنامه هویتی و سرمایه تمدنی یک ملت است
میراث‌فرهنگی، شناسنامه هویتی و سرمایه تمدنی یک ملت است

میراث‌فرهنگی، شناسنامه هویتی و سرمایه تمدنی یک ملت است

خرداد ۱, ۱۴۰۵ 001

به گزارش خبرگزاری مهر، سید عباس مصطفوی مشاور وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی در یادداشتی به مناسبت هفته میراث‌فرهنگی نوشت: «میراث‌فرهنگی، شناسنامه هویتی و سرمایه تمدنی یک ملت است؛ ذخیره‌ای که عمق و استمرار تاریخی جامعه را شکل می‌دهد و پیوند میان گذشته، امروز و آینده را ممکن می‌سازد. این میراث، چه در قالب آثار ملموس و بناهای تاریخی و چه در هیئت آیین‌ها، زبان‌ها و حافظه ناملموس نسل‌ها، بخش مهمی از امنیت نرم و هویت پایدار کشور به شمار می‌رود. از این رو حفاظت از آن، یک ضرورت راهبردی و بخشی از امنیت ملی است. هرگونه غفلت در صیانت از این سرمایه تمدنی، پیامدهایی دارد که اثر آن نه تنها در ساختار فرهنگی، بلکه در انسجام اجتماعی، حکمرانی فرهنگی، اعتبار بین‌المللی و حتی وحدت ملی قابل مشاهده خواهد بود.

در همه سال‌هایی که تجربه حراست در کشور شکل گرفته، یک واقعیت روشن بارها خود را نشان داده است: هر زمان در زنجیره شناسایی، ثبت، مراقبت، پایش یا اطلاع‌رسانی مربوط به آثار تاریخی خلأ یا گسستی ایجاد شد، راه برای نفوذ، تخریب، قاچاق، جعل، تحریف و سوءاستفاده باز شد. میراث‌فرهنگی ماهیتی آسیب‌پذیر دارد و تهدیدهای پیش‌روی آن، نه تنها کاهش نیافته بلکه با تحول فناوری، توسعه شهری، گردش مالی قاچاق آثار و انتشار روایت‌های جعلی، پیچیده‌تر و سازمان‌یافته‌تر شده است. امروز تهدیدات متوجه میراث، اشکالی جدید یافته است، از جمله جعل اسناد و اشیای تاریخی با کمک ابزارهای هوش مصنوعی، تحریف روایت‌های باستان‌شناختی در رسانه‌های نو، نفوذ به بانک‌های اطلاعاتی میراثی، یا سازماندهی شبکه‌های قاچاق که از خلأهای قانونی و ضعف مستندسازی بهره‌برداری می‌کنند. این پیچیدگی‌ها نشان می‌دهد که حفاظت از میراث، نیازمند رویکردی چندلایه، ترکیبی و آینده‌نگر است.

در وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، حراست نقشی ایفا می‌کند که زیربنای تمام فعالیت‌های حفاظتی، پژوهشی و مدیریتی محسوب می‌شود. ویژگی مهم حراست در این وزارتخانه آن است که فعالیت آن هم فنی است و هم فرهنگی؛ یعنی با یک ساختار مطلق امنیتی روبه‌رو نیستیم، بلکه ساختاری است که وظیفه دارد هم تهدیدات ملموس را رصد و کنترل کند و هم با درک حساسیت‌های هویتی و فرهنگی، از شکل‌گیری آسیب‌های نامرئی و تدریجی جلوگیری کند. این ترکیب پیچیده، حراست را به چشم بیدار میراث‌فرهنگی تبدیل کرده است؛ چشمی که نه فقط مراقب اشیاء و بناها، بلکه پاسدار روایت ملی و حافظه تمدنی کشور است. هنگامی که گفته می‌شود «حراست از میراث، حراست از روایت ملی است»، این جمله یک واقعیت عملی و یک اصل راهبردی را بیان می‌کند: بی‌توجهی به حفاظت، نه تنها سرمایه مادی کشور را از بین می‌برد، بلکه زمینه را برای تحریف تاریخ، تضعیف انسجام اجتماعی و خدشه در هویت ملی فراهم می‌کند.

صیانت از میراث‌فرهنگی، بخشی از مسئولیت عمومی یک ملت است. اما در لایه‌های تخصصی آن، حراست وظیفه دارد که زیرساخت‌های لازم برای امنیت آثار را به‌روز کند، نظام ثبت و مستندسازی را تکمیل و یکپارچه سازد، مسیرهای نفوذ در حوزه اطلاعاتی را مسدود کند و با تقویت سامانه‌های پایش و رصد هوشمند، در برابر تهدیدات نوپدید ایستادگی نماید. نوسازی زیرساخت‌های حفاظتی، تقویت بانک‌های داده امن، استفاده از ابزارهای دیجیتال برای مستندسازی و ایجاد پیوند مؤثر میان واحدهای اجرایی، حفاظت میدانی و نهادهای فرهنگی و قضایی از جمله ضرورت‌هایی است که امروز بیش از هر زمان مورد نیاز است. هم‌زمان، باید به ایجاد فرهنگ حفاظت توجه داشت؛ زیرا بدون همراهی جامعه، حتی پیشرفته‌ترین سامانه‌ها نیز قادر به صیانت کامل از میراث نخواهند بود. آگاهی مردم، بزرگ‌ترین سپر حفاظتی در برابر تخریب، تخلف و قاچاق است.

حراست در دوره جدید باید نقشی فراتر از مراقبت روزمره ایفا کند و به نهادی توسعه‌محور و آینده‌نگر تبدیل شود که بتواند تهدیدات فرهنگی را پیش‌بینی کرده و پیش از وقوع، آنها را خنثی سازد. این رویکرد مستلزم شفافیت در فرآیندها، ارتقای نیروی انسانی متخصص، برخورداری از ساختارهای فناورانه به‌روز، تعامل نزدیک با دستگاه‌های امنیتی و قضایی، و توجه جدی به میراث ناملموس است. میراث ناملموس—از آیین‌ها و روایت‌ها گرفته تا دانش‌های سنتی و زبان‌ها—همان‌قدر که بناها و آثار تاریخی اهمیت دارند، نیازمند نگاه حراستی هستند؛ زیرا آسیب به آنها، آسیبی مستقیم به روح فرهنگی جامعه است.

در این میان، نقش هفته میراث‌فرهنگی، فرصتی برای بازخوانی مسئولیت‌ها، بازنگری در روندهای حفاظتی و ارتقای حساسیت اجتماعی نسبت به صیانت از میراث است. این هفته، یادآوری می‌کند که میراث‌فرهنگی بخشی از سرمایه آینده است؛ سرمایه‌ای که اگر امروز از آن حفاظت نکنیم، فردا نه‌تنها فرزندان ما از آن محروم خواهند شد، بلکه بخشی از هویت جمعی آنان نیز از میان خواهد رفت. میراث‌فرهنگی همان رشته نامرئی اما قدرتمندی است که نسل‌ها را به هم پیوند می‌دهد. ازاین‌رو حفاظت از آن، وظیفه‌ای مشترک میان دولت، متخصصان، نخبگان، رسانه‌ها و آحاد جامعه است؛ اما جایگاه حراست در این میان، جایگاه محوری است، زیرا مسئولیت دارد ضمن مراقبت از کالبد میراث، به نگهبانی از معنا، هویت و روایت آن نیز بپردازد.

در نهایت، باید پذیرفت که صیانت از میراث‌فرهنگی، صیانت از آینده کشور است. اگر میراث از میان برود، بخشی از ریشه‌های تمدنی و حافظه تاریخی جامعه نیز از دست خواهد رفت. حراست به‌عنوان نهادی هوشمند، مسئول و متعهد، نقش بنیادی در جلوگیری از این خسارت ملی ایفا می‌کند. امروز بیش از هر زمان دیگر لازم است که با تقویت زیرساخت‌ها، نوسازی فرآیندها، هوشمندسازی نظارت‌ها و جلب مشارکت مردمی، در حفاظت از این گنجینه بزرگ ملی گام برداریم. آینده ایران، نیازمند میراثی سالم، روایت‌هایی اصیل و هویتی استوار است و این مهم، تنها با استمرار توجه، هوشمندی و تلاش بی‌وقفه حراست میسر خواهد شد.»

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×