عمر در راه عشق به عرفان اسلامی/ او که به ۱۰ زبان شرقی سخنرانی میکرد
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: پدرش کارمند پست بود و مادرش از خانواده ای دریانورد؛ خانوادهای متوسط با محیطی آکنده از ادبیات و شعر. آنهماری بریگیته شیمل (Annemarie Brigitte Schimmel) اسلامشناس و ایرانشناس برجسته آلمانی، یکی از مهمترین پژوهشگران غربی در حوزه مطالعات اسلامی و عرفان به شمار میرود. او در ۷ آوریل ۱۹۲۲ در شهر ارفورت آلمان متولد شد. او به آخرین نسل از دوستداران و شیفتگان شرق متعلق است که از جوانی رابطهای عاشقانه با نثر و عرفان اسلامی داشته است.
هفت ساله بود که سخت مریض شد، در زمستان سال ۱۹۲۹ به دور از مدرسه در خانه ماند و خود را به خواندن کتابهای قصه مشغول کرد. در میان این کتابها، کتابی قدیمی مربوط به قصههایی از سراسر جهان را بسیار دوست داشت. در یکی از قصههای این کتاب، حکیمی هندی در دمشق جوانی مسلمان را با عرفان آشنا میکند و او را به جهان رؤیاها در ته چاهی میکشاند. ته چاه، تابوت بزرگترین پادشاه دنیا روی تخته سنگی قرار داشت که بر آن نوشته بودند: «انسانها در خوابند و آن هنگام که میمیرند، بیدار میشوند»؛ عبارتی که بعدها بنا به وصیتش بر روی سنگ قبر او حک شد. این جمله، مسیر زندگی شیمل را شکل داد و آینده او را با اسلامشناسی و عرفان اسلامی پیوند زد.
او از همان سالهای نوجوانی علاقهمندی خود را به زبانها و فرهنگهای شرقی نشان داد، در سن ۱۹ سالگی دکترای خود را در رشته مطالعات اسلامی از دانشگاه برلین گرفت و بعدها دکترای دوم را در رشته تاریخ ادیان از دانشگاه ماربورگ اخذ کرد. پیشرفت علمی او بسیار سریع بود؛ بهگونهای که در ۲۳ سالگی به مقام استادی در دانشگاه آنکارا رسید و چندین سال در ترکیه به تدریس پرداخت؛ او اولین کتاب شعرش را که تحت تاثیر مولانا سروده بود با نام «نوای نی» منتشر کرد.
او در ادامه فعالیتهای علمی خود در دانشگاههای معتبر اروپایی و آمریکایی از جمله دانشگاه بن در آلمان و دانشگاه هاروارد در ایالات متحده آمریکا تدریس کرد. شیمل در دانشگاه هاروارد صاحب کرسی فرهنگ هندی-اسلامی بود و نقش مهمی در گسترش مطالعات اسلامی در غرب ایفا کرد.
آنهماری شیمل نخستینبار در سال ۱۹۶۳ به ایران سفر کرد و ضمن بازدید از اصفهان و شیراز، در مؤسسه گوته تهران نیز چند سخنرانی ارائه داد. سه سال بعد، در ۱۹۶۶، برای شرکت در کنگره ایرانشناسی دوباره به ایران آمد و در جریان این سفر افزون بر بازدید از مناطق کوهستانی توانست از زورخانه نیز دیدن کند. او بار دیگر در سال ۱۳۶۹ خورشیدی به ایران آمد؛ سفری که در آن حسن لاهوتی، مولویشناس و مترجم «شکوه شمس»، در دیدار شیمل از مشهد و ملاقات او با سید جلالالدین آشتیانی حضور داشت.
حوزههای اصلی پژوهشی او شامل تصوف اسلامی، ادبیات فارسی، تاریخ و فرهنگ اسلام و بررسی آثار شاعرانی چون مولانا جلالالدین رومی، حافظ شیرازی و محمد اقبال لاهوری بود. او علاوه بر زبان های لاتین انگلیسی فرانسوی ایتالیایی سوئدی چک و هلندی در حد ترجمه بر زبان های عربی ترکی فارسی سندی پشتو پنجابی و کمی هم بنگالی مسلط بود و می توانست به ده زبان سخنرانی کند و از این توانایی در ترجمه و تحلیل متون اسلامی بهره میبرد.قلمش برخلاف گروهی از استادان دانشگاه، خشک و آکادمیک نبود؛ غالباً ساده و راحت و مفهوم مینوشت و در آثارش تلاش میکرد متون ادبی و عرفانی پیچیده را با مطالب شیرین و طنزآمیز بیامیزد.
فهرست کردن آثار آنه ماری شیمل کار دشواری است
از آنهماری شیمل بیش از صد کتاب و صدها مقاله علمی به جای مانده است. آثار آنهماری شیمل گسترهای وسیع از تاریخ ممالیک تا تصوف اسلامی، شعر فارسی، ادبیات اردو، خوشنویسی اسلامی و مطالعات پدیدارشناسی دین را دربر میگیرد. او با بیش از نیم قرن تلاش علمی، نقش تعیینکنندهای در معرفی فرهنگ اسلامی به جهان غرب ایفا کرد و بسیاری از آثارش تا امروز جزو منابع مرجع در حوزه مطالعات اسلامی و ادبیات فارسی بهشمار میروند.
در سالهای آغازین فعالیت، شیمل پژوهشهایی در حوزه تاریخ سیاسی و نظام قضایی جهان اسلام انجام داد. آثاری مانند «جایگاه خلفا و قضات در پایان زمامداری ممالیک» (۱۹۴۲) و «خلیفه و قاضی در اواخر قرون وسطی در مصر» (۱۹۴۳)، از نخستین نوشتههای او و رساله های دکتریش هستند، که نشان میدهد مطالعاتش از بررسی ساختارهای حکومتی و حقوقی جهان اسلام آغاز شده است. در ادامه، کتاب «پاکستان؛ قصری با هزار دروازه» (۱۹۶۵) نگاه مردمشناسانه و فرهنگی او را نسبت به این کشور تقویت کرد.
بخش اصلی و ماندگارتر فعالیت علمی شیمل به پژوهش در حوزه عرفان اسلامی و ادبیات فارسی اختصاص دارد. کتابهایی مانند «زبان تصاویر مولانا» (۱۹۴۹)، «پژوهشی در مفهوم عشق عرفانی» (۱۹۵۱)، «تأثیرات اندیشه مولانا در شرق و غرب» (۱۹۶۳)، «شکوه شمس» (۱۹۷۸) و «خورشید پیروز» (۱۹۸۰) از برجستهترین نوشتههای او در این حوزه بهشمار میروند.
شیمل در این آثار، اندیشههای عرفانی، ساختارهای شعری و نقش مولانا، عطار، حافظ و غالب را در شکلدهی به معنویت اسلامی تبیین کرده است. آثار متأخری مانند «از راه حجاب» (۱۹۸۲)، «یک پارچه ابریشمی دو رنگ» (۱۹۹۲) و «من باد، تو آتش» (۱۹۹۷) نیز ادامه همین مسیر پژوهشیاند و جایگاه او را بهعنوان یکی از معتبرترین شارحان عرفان اسلامی تثبیت میکنند.
شیمل از دهه ۱۹۷۰ به بعد، علاوه بر مطالعات ادبی، پژوهشهایی گسترده در حوزه پدیدارشناسی دین و معرفی اسلام برای مخاطبان غربی منتشر کرد. آثاری همچون «ادیان جهان» (۱۹۵۱)، «مقدمهای بر اسلام» (۱۹۹۰)، «اسلام: مقدمه» (۱۹۹۲)، «محمد رسولالله: بزرگداشت پیامبر در تقوای اسلامی» (۱۹۸۵) و «رمزگشایی از نشانههای خداوند» (۱۹۹۴)، نمایانگر نگاه تحلیلی و میانرشتهای او به باورهای اسلامی و ساختار معنویت مسلمانان است. این مجموعه آثار در محیطهای آکادمیک اروپا و آمریکا به عنوان منابع معتبر مطالعات اسلامی مورد استفاده قرار میگیرند.
یکی از حوزههای مورد علاقه و تخصص شیمل، هنر اسلامی و خوشنویسی بود. او با کتابهای «خوشنویسی و فرهنگ اسلامی»، «خوشنویسی اسلامی» (۱۹۷۰) و «اسلام و شگفتیهای خلقت: پادشاهی حیوانات» (۲۰۰۳)، به بررسی ساختارهای زیباییشناختی، نمادین و معنوی در هنر اسلامی پرداخت و نقشی مهم در معرفی این هنر به مخاطبان غربی داشت.
ادبیات اردو و میراث فرهنگی شبهقاره هم بخش دیگری از آثار اوست. شیمل با مهارت در زبان اردو و شناخت عمیق از ادبیات شبهقاره، آثار مهمی در این زمینه تألیف کرد. از جمله «ادبیات اسلامی هند» (۱۹۷۳)، «ادبیات کلاسیک اردو» (۱۹۷۵)، «درد و لطف» (۱۹۷۶) و «بر بال جبرئیل» (۱۹۸۹). این آثار جایگاه او را در میان پژوهشگران ادبیات اردو برجسته کرده است.
در کنار آثار پژوهشی، برخی کتابهای شیمل رنگوبوی شخصی، فرهنگی یا ادبی دارند؛ مانند «برادرم اسماعیل؛ خاطرات ترکیه» (۱۹۹۰)، «بلبلهای زیر برف» (۱۹۹۴)، «روح من یک زن است» (۱۹۹۵) و «معرفی گربههای قاهره» (۱۹۹۵). همچنین اثر «سپر از خرد بساز، برگزیده از دیوان نصیر خسرو» (۲۰۰۱) نمونهای از تلاش او برای معرفی شاعران کمترشناختهشده به مخاطبان جهانی است. بسیاری از این آثار به زبان فارسی ترجمه شدهاند.
جوایز بسیار شیمل
شیمل علاقه ویژهای به ادبیات فارسی داشت و در سخنرانیها و نوشتههای خود بارها از جایگاه والای حافظ و مولانا در ادبیات جهانی سخن گفته است. او نقش مهمی در معرفی شعر فارسی به مخاطبان غربی ایفا کرد و گاه اشعار فارسی زیادی را از حفظ قرائت میکرد. در طول فعالیت علمی خود، جوایز و افتخارات متعددی دریافت کرد؛ از جمله جایزه فردریش روکرت ١٩٦٥م به سبب اثری به نام «گل سرخی بردار و ترانه اش بخوان» شامل ترجمه اشعار عربی ترکی اردو و فارسی به نظم آلمانی، نشان «ستاره قاعد اعظم» پاکستان در سال ١٩٦٦م، مدال طلای «هامر پورگشتال» از شهر گراتس اتریش در سال ١٩٧٤م، جایزه «یوهان هاینریش فوس» برای بهترین مترجم از سوی اکادمی زبان و شعر آلمان در سال ۱۹۸۰م، جایزه انجمن بین المللی تاریخ ادیان ۱۹۸۰م، نشان درجه یک لیاقت از جمهوری فدرال آلمان در سال ۱۹۸۰م، نشان درجه اول آلمان در سال ۱۹۸۱م، بزرگترین نشان مردمی پاکستان به نام «هلال امتیاز» در سال ١٩٨٤م، مدال «لوی دلاویدا» از دانشگاه کالیفرنیا در سال ۱۹۸۷م که هر دو سال یک بار به پژوهشگران برجسته حوزه اسلام شناسی اهدا میشود (شیمل یازدهمین محقق و نخستین زنی بود که این جایزه را دریافت کرد)، نشان صلیب بزرگ آلمان یا نشان لیاقت از جمهوری فدرال آلمان در سال ۱۹۸۹م، جایزه «لئوپولد لوکاس» برای برقراری گفتگو میان فرهنگها که در سال ۱۹۹۲م، در دانشگاه توبینگن آلمان به او اعطا شد، جایزه ترجمه از «مرکز تعلیم زبان ترکی»، مدال طلا از «مرکز تحقیقات بین المللی ،تاریخ هنر و فرهنگ اسلامی» در ترکیه در سال ۱۹۹۰م، مدال وقف شناسان ترکیه، «جایزه صلح اتحادیه ناشران و کتابفروشان آلمان» در سال ۱۹۹۵م که مهمترین جایزه فرهنگی ـ اجتماعی آلمان است، جایزه جهانی اقبال و مدال طلای پاکستان در ۱۹۹۸ م و نشان دوستی جمهوری ازبکستان. او همچنین از دانشگاههای الزهرا (ایران) سند (پاکستان)، قاعد اعظم (پاکستان) پیشاور (پاکستان) اوپسالا (سوئد)، سلجوق (قونیه) و دانشگاه تهران (ایران) دکترای افتخاری دریافت کرده بود.
موضعگیریهای شجاعانه و آگاهانه
آنهماری شیمل در ماجرای سلمان رشدی، بهطور جدی از سلمان رشدی و کتاب «آیات شیطانی» انتقاد کرد و معتقد بود این کتاب احساسات مسلمانان را جریحهدار کرده است؛ موضعی که باعث شد مخالفان فتوا به او حمله کنند و حتی برخی وی را عامل جمهوری اسلامی ایران بدانند. او با تأکید بر اینکه «تا دم مرگ» این نوع توهینها را محکوم خواهد کرد، اعلام کرده بود گروههای فشار حامی رشدی نمیتوانند او را بترسانند و یادآور میشد که شخصیت پیامبر اسلام در غرب بهدرستی شناخته نشده است.
شیمل همچنین علیه کتاب «بدون دخترم هرگز» نوشته بتی محمودی، که تصویری تحقیرآمیز از فرهنگ ایرانی-اسلامی در غرب ارائه میداد، موضعی صریح و تند گرفت و با اشاره به آشنایی نزدیک و عشق خود به فرهنگ و ادبیات ایران، مخالفت آگاهانهاش با محتوای این اثر را اعلام کرد. او اوجگیری تبلیغات بیرحمانه غرب علیه شرق و اسلام را نکوهش میکرد و خود را بهعنوان یک شرقشناس، متعهّد به دفاع از فرهنگ شرق و بیان حقیقت آنگونه که هست میدانست.
سرانجام آنهماری شیمل، که زندگی سادهای داشت و هرگز به دنیال تجمل و تفریح نبود، سرانجام در ۲۶ ژانویه ۲۰۰۳ در شهر بن آلمان درگذشت. میراث علمی او همچنان به عنوان پلی میان فرهنگ اسلامی و جهان غرب مورد توجه پژوهشگران قرار دارد.